یا فتاح...
نمی دونم عنوانش رو چی میشه گذاشت آخه دلم از همه جا پره...
از یک طرف دلم پر زده که بره مشهد... اما کی بطلبه نمی دونم.
از ۱ طرف ۱ با معرفتی هست که منو گذاشته بین ۲ تا منگنه . اما نمی دونم از سر چی..
از ۱ طرف اون حرف هایی که با محمد حسین زدم اما خودم.؟؟؟
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست...
سلام ...
همگی خوب هستین . اومدم فقط اینو بنویسم و خداحافظ!
مسلما هرکس که انسانتر است بیش تر از آنچه که هست در خود احساس نیاز می کند ٬ زیرا انسان به میزانی که بر خوردارتر است انسان نیست. بلکه انسان به میزانی که خود را نیازمند تر احساس می کند . انسان است