نمی دونم چرا انقدر آدم می تونه بد باشه .به اندازه ای که هر چی داره و نداره از یادش میره اونوقت ۱ دونشو که ازت میگیره خدا تازه می فهمی که چی داشتی.
هر سال که میگذره به جای اینکه احساس پیشرفت بکنم بدتر صد مرحله پسرفت می کنم . همین پارسال بودا... چقدر خوبه آدم هیچی نمی فهمه (دوران بچگی) بی خیال زندگی می کنی انگار نه انگار خبری هست . ولی ما آدما نمی دونم از سر چی همیشه وقتی کوچیکیم آرزو می کنیم که :ای خدا چی میشه من ۱۸ سالم بشه . بزرگ بشم .
ولی وقتی الانم رو میبینم آرزو می کنم که کلاس اول بودم. دیگه دروغ و دورویی و مغرور شدن تو کارت نبود. اما الان چی...
هیچ کاری نمیشه کرد زمان در گذره.
خدایا ۱ خواهش ازت دارم :
مثل بچگی هام دلم و صاف ساده بکن آخه چتد وقته احساس می کنم ازت دور افتادم ...
اما تو همیشه مواظبم بودی . اینبار هم کمکم کن
سلام به همه ی دوستان عزیزم .
خبر مهم اول: ۲ روز مونده به تولدم من این وب رو راه انداختم.
تولدم مبارک!!!
البته زیاد هم خوشحال نیستم چون عمرم ۱ سال دیگه گذشت و من هیچ کاری نکردم
مثل اینکه خیلی دارم رسمی حرف می زنم .اصلا من این جا بعضی موقع ها میام تا حرف دلم رو بزنم.
اولیشم اینه:
زندگی دل های به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه در ها بسته است.
محمد