یا فتاح...
مثل همیشه چی؟؟
مثل همیشه نفس کشیدن توی این هوای کثیف؟ ... مثل همیشه نوشتن یا ننوشتن.؟ مثل همیشه منتظر سرنوشت بودن؟؟؟
مثل همیشه به نفع دیگران کنار اومدن؟؟... مثل همیشه گله مند بودن از نفهمیدن های دیگران اما به روی خود نیاوردن... مثل همیشه چرت و پرت نوشتن؟
نه مثل اینکه داره مدرسه ها باز میشه . خیابون ها می خواد شلوغ تر و هوا کثیف تر بشه...
چقدر خوبه هر آدمی مثل خودش باشه . نخواد که مثل دیگران باشه یا به قول معروف رنگ عوض نکنه ... اما من...؟ من دارم چی کار می کنم چرا حرف هر آدمی رو میشنوم روش فکر می کنم . اعصابم رو خورد میکنم؟؟
اصلا چرا وقتی امروز اس ام اس زد هیچ روی خوشی از خودم نشون ندادم؟؟؟ مگه بهترین دوستم نبود؟ با کلی ذوق و شوق نوشت من رسیدم قم والیبال چند چند شد؟
اون وقت من نوشتم : نمی دونم... بعدشم موبایل رو خاموش کردم و از روی اعصاب خرابم و البته لجبازی موبایل رو تحویل صاحاب اصلیش دادم. آخه پسر تو موبایل می خوای چی کار ؟؟؟
اصلا سونی اریکسون رو با چه س می نویسن؟؟ آخه بچه جون به حرف و درد دل هیچ کس گوش نمی دی اون وقت انتظار داری ۱ نفر پیدا شه به حرفت گوش بده و سر تکون بده..؟؟!
آخه حداقل می نوشتی : سلام. حالت خوبه .؟ کی انشا ا.. میرسین . خوش گذشت اصفهان؟؟.... .... .....
هیچ کدوم! فقط نوشتی : نمی دونم
بعد تازه ادعا هم می کنی که...
اما فیلم حاتمی کیا منظورم به نام پدر مثل فیلم های قبلیش نبود ۱ جوری بود . روبان قرمزش کجا و این کجا!...
اصلا قرار نبود من برم سینما ناگهانی ۲ تا بلیط جور شد البته از ۱ بنده خدایی هم خواستیم بیا اما نبود... خوب رفتم دیدم اونم چه دیدنی که باعث الاف شدن ۱ ساعتی محمد حسین شد.
چه مسخره///
یا فتاح...
سلام/
هیچی نمی خوام بگم...
به سلامتیه دیوار ٬ چون چون که هر مرد و نامردی بهش تکیه می کنه
به سلامتیه کلاغ٬نه به خاطر سیاهش ٬به خاطر یک رنگیش
به سلامتیه کرمه خاکی ٬ نه برای کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش
به سلامتیه گاو چون که نگفت من٬ گفت ما!
و به سلامتیه ما که دوستی یادمون نرفته
محمد
با فتاح...
سلام...
تا حالا چند بار سلام کردیم؟؟؟
تا حالا چند بار صدامون زدن؟؟
تا حالا چند بار کمکم خواستیم؟؟ از کی خواستیم؟
اصلا چرا باید آدم دوست داشته باشه یا برای کسی دوستی کنه؟ از کجا مطمئنی که طرفت هم بعدا کمکت می کنه؟ اصلا از کجا می دونی که اون هم دوست داره؟
اصلا کی گفته باید دوست داشته باشیم کسی رو؟؟
هر موقع به دوستیهام فکر می کنم نمی دونم چرا اون لحظات سختش یادم میاد . خوشی هاش رو خیلی باید فکر کنم تا یادم بیاد بقیه رو نمی دونم ؟ اما من اینجوریم/...
چرا وقتی به کمک دوستانت احتیاج داری همه دورت رو خالی می کنن حتی نزدیک ترین هاشون. البته من هم حق می دم به اونها چون خود من وقت نیاز به داد دوستانم نمی رسم!؟؟
پس چه انتظاری هست؟ من سر در نمی یارم...
دقیقا وقتی می خوای که دورت باشن نیستن!!! زنگ می زنی آقا میگه شمالم!! خوب من هم می گم خوش بگذره نمی تونم بگم پاشو بیا تهران کارت دارم که..
اما بحث شیرین عشق که نمی خوام در موردش صحبت کنم . پس بحث نمی کنم!....
۱ بحث تکراری هم هست که می خوام مثل بقیه بگم : روی خندان... دل گریان...
خیلی عشقولانه شد؟؟؟ شرمنده قصد همچین کار قبیحانه ای رو نداشتم!
البته به جوان های عاشقمون بر نخوره ها . من خودم رو دارم میگم...؟!
یک جمله ای را دیدم خیلی ازش خوشم اومد . البته ببخشید copy right می کنم . اگر دارید اینجا رو می خونید. خودتون می دونید..
بی دریغ دوست بداریم تا بی شائبه دوستمان بدارند
همین...
حالا درست یا غلط بودنش با خودتون...
محمد
سلام به همه ی مردم دنیا ..
انقدر خوشحال هستم که هر چی فکر می کنم می بینم تا حالا انقدر خوشحال و شاد نبودم
از کنار عید راحت رد نشیم...
چشم در راه کسی هستم٬
مهربان٬زیبا٬دوست
روح هستی با اوست.
نیمه شعبان ۱۴۲۷
محمد