عنوانش باری ۱ نفر آشناست که خودش می دونه کیه! نیازی نیست بگم.
سلام ! یادم نرفته بود که اول سلام کنم! اما..
امتحان ها داره شروع میشه اونوقت من توی اینترنت پرسه میزنم.واقعا که...
(آدم یخ می کند انگار.... )
جمله ی بالا جمله ایه که خودت نوشتی نمی دونم چرا!؟ نمی دونم چی داره تو ذهنت میگذره
واقعا نمی دونم؟؟؟؟ (روز معلم مبارکت باشه آقا معلم!)
امروز هم که اومدی مدرسه می خواستم سلام کنم نشد! شاید من تنبلی کردم!!...!!
راستی اون گردبادی که ازش حرف زدی . من اونو ساختم؟؟
(انگار همه می خواهند تو بمانی در این میان... بمانی و برای همیشه غرق شوی!)
این همه ای که توی جملهی بالا میگی کیا هستن؟؟ اصلا منظورت آدمه یا برای قشنگیه متنت نوشتی؟
میخوام ۱ چیزی رو بهت بگم . من اینو خوب می دونم که من باید بیام طرف شما آقا معلم اما وقتی بعضی موقع ها من ازت گلایه میکنم که چرا مثلا حالی از ما نمی گیری به خاطر اینه که حتما ۱ فرقی می کنی با بقیه!
به هر حال...
(دیشب پریشب بود که تصمیم گرفتم رها کنمش... یعنی بود و نبودش برام فرقی نکنه... اگر بود سلامی کنیم و اگر نبود سراغی نگیریم...)
جمله ی عجیبت هم جمله بالاست! البته عقلت بیشتر از من میرسه!
خوب بقیه دوست ها خوبن؟ متن بالا رو ول کنید چیز زیادی ازش نمی فهمید
البته خواننده ای هم دیگه نمونده! ۱ نفر که میاد می خونه که براش حسابی نوشتم اون بالا!
۱ بنده خدای دیگری هم بود که از شانس بد من وقتش کمه و نمی تونه بیاد سر بزنه راستی روز شما هم مبارک معلم عزیز که مطمئنم دل ۱۱ یا ۱۲ نفر رو تو کلاس بردی خودت گفته بودی ۱۱یا۱۲ نفر مگه نه؟
همین ۲ تا خواننده موندن قبلا ۴ یا ۵ نفری بودن که کم کم فهمیدن با اینجا اومدنشون فقط عمرشون رو کم می کنن ؟؟!!! این ۲ نفر هم ...!!!!
دعا کنید امتحان ها رو خوب بدم!
(همه چیز از یه روز آفتابی و از یک دوچرخه سواری ساده شروع شد...)
روز معلم مبارک
(تو فهمیدی معلم بودن یعنی گذشتن از خیلی چیزا... یه جورایی یعنی فنا... و نفس تو، درک می کرد،می پذیرفت،فنا شدن برای آدمهایی رو که شاید هیچ نقشی توی زندگی تو نداشتند ...)
دعا بفرمایید