یا فتاح...
نمی دونم عنوانش رو چی میشه گذاشت آخه دلم از همه جا پره...
از یک طرف دلم پر زده که بره مشهد... اما کی بطلبه نمی دونم.
از ۱ طرف ۱ با معرفتی هست که منو گذاشته بین ۲ تا منگنه . اما نمی دونم از سر چی..
از ۱ طرف اون حرف هایی که با محمد حسین زدم اما خودم.؟؟ ؟
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست... |